مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
13
زينت المجالس ( فارسى )
دارد اگر كرم پيله مىخورد ابريشم از او متولد مىشود و اگر زنبور از او تغذى مينمايد عسل ميدهد و اگر آهوى تتار مىخورد در نهاد او مشك ازفر ميگردد و اگر گوسفند از آن غذا ميسازد سرگين ميافكند و كيفيت آنبرگ يكيست و خاصيت آن نيز يك چيز است و در هر بطنى چيز ديگر از او حاصل مىشود كه آن بتقدير عليم حكيم و مدبر قديمست حكايت : - طبيب مسلمانيرا با ملحدى مناظره روى نمود زنديق با او گفت تو بارى ميدانى كه مدار كار بر طبايعست گفت مرا دو چيز راه راست نمود يكى آنكه نيشونوش و لطف و قهر در زنبور عسل مجتمع است چنان كه انورى گفته است بيت : آنكه در امعاى زنبورى كمال رأفتش * نوشرا با نيش داد از روى صحبت داورى - و طبيعت عسل متضاد نتواند كرد . دويم آنكه هليله سرد و خشكست و اسهال ميآورد و كتيرا گرم و تر است و احداث قبض مىكند حكايت : از امام جعفر صادق پرسيدند كه دليل هستى مؤثر عالم چيست فرمود اعظم دلايل وجود منست زيرا كه وجود من از دو حال بيرون نيست يا آنگاه خود را موجود ساختم كه وجود داشتم و اين تحصيل حاصلست يا آنكه خود را موجود ساختم كه موجود نبودم و اين نيز محالست زيرا كه معدوم چيزيرا موجود نتوان كرد پس معلوم شد كه هست كردهء موجوديم كه نيستى بر وى راه نيابد - شعر : آنكه تغير نپذيرد يكيست * * و آنكه نمرداست و نميرد يكيست نوبتى حضرت رسالت پناه از جبرئيل سؤال نمود كه آفتاب بزوال رسيده جوابداد كه نه آرى آنحضرت از حقيقت استفسار نمود جبرئيل عرض كرد كه از آنوقت كه گفتم نه تا زمانيكه گفتم آرى آفتاب پانصد ساله راه طى كرده است و چون عاقل در بزرگى اجرام و تاثير عالم علوى تأمل كند و در سرعت سير آنها تفكر نمايد ظاهر گردد كه فاعل آن حكيميست دانا و قديميست توانا كه بقدرت كامله و حكمت شامله سير افلاك و عناصر را با يكديگر انتظام داده حكايت : آوردهاند كه امام جعفر صادق نزد ابو جعفر منصور نشسته بود مگسان بر ابو جعفر هجوم كرده بودند ابو جعفر منصور به تنك آمده از حضرت صادق پرسيد كه يا ابا عبد اللّه حكمت در آفرينش مگس چيست فرمود تا متكبران و جبارانرا بدان خاروذليل نمايد حكايت : آوردهاند كه حجاج بن يوسف جمعى از مردم را كه بر او خروج كرده بودند سياست ميكرد ناگاه مؤذن بانك نماز گفت و يكمرد زنده بود حجاج حاجب خود عتبه را گفت اينمرد را محافظت نماى و بامداد او را حاضر ساز تا دربارهء او اجراى سياست نموده شود